بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

139

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

معناى اخذ كامل ، هر دو به نفس نسبت داده شده‌اند . مرحوم علّامه طباطبايى در تفسير الميزان مىفرمايد : نفس چيزى است كه انسان به واسطه آن انسان است و آن ، عبارت است از مجموع روح و جسم در دنيا و روح به تنهايى كه در زندگى برزخى تجلى داشته ؛ و به‌طور كلى ، نفس آدمى موجودى است مجرد ، موجودى ماوراى بدن و احكامى دارد غير احكام بدن ( خلاصه موجودى است غير مادى كه نه طول دارد و نه عرض و نه در چهارديوارى مىگنجد ) ، بلكه با بدن ارتباط و علقه‌اى دارد و يا به عبارتى با آن متّحد و به‌وسيله شعور ، اراده و ساير صفات ادراكى ، بدن را اداره مىنمايد . نفس با مرگ و فناى بدن و متلاشى شدن اجزايش باز هم زنده است و در آيات مباركه 42 سوره زمر و 11 - 10 سجده « توفى » كه به معناى گرفتن حق به تمام و كمال است ، و بيانگر وجود دومئيت است كه بيانگر فرق بين نفس و بدن مىباشد . اما روح از سنخهء ملكوت و كلمهء « كُنْ » * به معنى باش از جنس امر خداوند است و جسمانى نبوده ، زيرا مصدر افعالى است كه فعل جسم نبوده و در آيه مباركه 9 سوره سجده در خلقت آدمى ، روح در بدن او دميده مىشود و چون يكى از احكام عمومى ماده اين است كه به تدريج موجود شود و وجودش مقيد به زمان و مكان باشد ، لذا روح در اين مقوله نمىگنجد ، هرچند كه با ماده تعّلق و ارتباط دارد . پس نفس بالنسبه به جسمى كه در آغاز ، مبدأ وجود او بوده ، يعنى بدنى كه باعث و منشأ پيدايش آن بوده ، به منزلهء ميوه از درخت و به وجهى به منزلهء روشنايى از نفت است و حال آنكه روح در اول پيدايشش عين بدن بوده و با انشايى از خدا از بدن متمايز و با مردن به‌كلى از بدن جدا و مستقل مىشود 5 .